خرید بک لینک
مهارت هاي اجتماعي، آموختني است. در حال حاضر تمامي محققان اختلاف نظر دارند كه اكثر رفتارهاي اجتماعي آموختني هستند.
5)آخرين مورد از ويژگي هاي مهارت هاي اجتماعي اين است كه افراد بر اين مهارت ها كنترل شناختي دارند. بنابراين كسي كه از لحاظ اجتماعي كمبود مهارت دارد، ممكن است عناصر اصلي مهارت اجتماعي را فرا گرفته باشد اما از فرآيندهاي فكري لازم براي استفاده از اين عناصر در تعاملات خود بي بهره باشد.

تربيت مهارت هاي اجتماعي:
يكي از دلايل اصلي كه سبب مي شود كودكان خاصي محبوبيت نداشته باشند اين است كه اين كودكان مهارت هاي اجتماعي مناسبي كه مي تواند آن ها را دوست داشتني جلوه دهد، ندارند. آن ها در يك وضعيت دو سويه گرفتارند. از طرفي، دانش آموزان بي دقت فرصتي براي تمرين مهارت اجتماعي نمي يابند و از طرف ديگر آن هايي كه در مهارت هاي اجتماعي ضعيف هستند قادر به برقراري دوستي نيستند(لوييس و دورلاگ 1991).
انزواي اجتماعي در دوران كودكي ممكن است عواقب دراز مدت و جدي بر بهداشت رواني فرد در بزرگسالي به جاي بگذارد. بنابراين، كمك به افراد طرد شده و منزوي براي غلبه بر اين مشكلات، ضروري است. خوشبختانه، شواهد فراواني وجود دارد كه نشان مي دهد مي توان رفتارهاي اجتماعي را، كه به روابط فردي مثبت با ديگران كمك مي كنند، آموزش داد. اين آموزش مي تواند تاثيرات پابرجايي داشته باشد(هيكسون 1990، لويت 1991).

«مهارت هاي اجتماعي پايه» چه هستند؟
مهارت هاي اجتماعي پايه
•ارتباط چشمي: توانايي ايجاد ارتباط چشمي با ديگران هنگام گوش دادن به سخن آن ها و يا هنگامي كه با آن ها حرف مي زنيد دست كم براي يك دوره ي زماني كوتاه.
•بيانات چهره اي: خنديدن، ابراز علاقه.
•فاصله ي اجتماعي: دانستن اينكه در چه فاصله اي نسبت به فرد مقابل قرار بگيريم و چه موقع برقراري تماس بدني است مناسب است.
•چگونگي صدا: حجم صدا، زيري و بمي صدا، ميزان گفتار، وضوح، محتوي.
•احوال پرسي با ديگران: آغاز ارتباط يا پاسخ گويي به احوال پرسي، دعوت كردن يك كودك ديگر براي پيوستن به شما در بعضي فعاليت ها.
•گفت و گو كردن: مهارت هاي محاوره اي مناسب سن، بيان احساسات، سوال كردن، گوش كردن، ابراز علاقه، پاسخ دادن به پرسش ديگران.
•بازي و كار كردن با ديگران: رعايت كردن مقررات، مشاركت، قول دادن، كمك كردن، نوبت گرفتن، تعارف با ديگران، قدرداني، ابراز تأسف.
• جلب توجه و يا درخواست كمك: استفاده از راه هاي مناسب.
•حل كردن تعارضات دروني: مهار پرخاشگري، فرو نشاندن خشم خود و تحمل خشم ديگران، پذيرش انتقاد، روحيه ي ورزشكاري.
•آراستگي و بهداشت
(آموزش و پرورش كودكان با نيازهاي ويژه)

چگونه مهارتهای اجتماعی را به کودکان آموزش دهیم؟

کودکان برای آنکه بتوانند خودشان را با اجتماعی که در آن زندگی میکنند، سازگارتر کنند، باید مهارتهای اجتماعی گوناگون را بیاموزند.
مهمترین مهارتهای اجتماعی لازم برای کودکان، عبارتند از:
1- سلام کردن: کودکان از طریق تعامل با همسالان شان با آنها ارتباط برقرار میکنند. نخستین گام در برقراری ارتباط، سلام کردن به دیگری است. ما نه تنها با استفاده از واژگانی مثل «سلام» و «حالت چطوره»، بلکه با تغییر حالت چهره، تن صدا، ژست و فرم نشستن و ایستادن نیز با افراد دیگر ارتباط برقرار میکنیم. کودکانی که مشکل ارتباطی دارند، ممکن است به افراد آشنای خود هم سلام نکنند. آنها ممکن است درست کنار دوست شان راه بروند، ولی حتی یک نگاه هم به او نکنند یا اگر حرفی بزنند، احتمالاً تماس چشمی با او برقرار نمیکنند و سرشان را به زیر میاندازند. در مواردی، اگر سلام هم بگویند، ممکن است تن صدای شان چندان دوستانه و صمیمی نباشد. بخش غیرکلامی سلام کردن هم به اندازه بخش کلامی آن اهمیت دارد.
هنگام سلام کردن مهم نیست که کودک از چه عبارت و جملهای استفاده میکند یا با چه لحن و حالتی جملهاش را بیان میکند، مهم آن است که طوری به دوستش سلام کند که او از دیدنش احساس شادی و خوشحالی کند.

2- پیش قدم شدن در گفتوگو: بعد از سلام و احوال پرسی، معمولا گفتوگو شروع میشود. برای ورود به بحث، کودک باید بتواند مکالمهای را آغاز کند، ادامه دهد و به پایان برساند. این مهارت مستلزم خوب گوش دادن و توجه کردن است. برای مثال، او باید اصل «رعایت نوبت» را بداند.migna.ir گاهی کودکان موضوعی برای صحبت کردن با یکدیگر ندارند، در اینگونه موارد میتوانند پرسشی را مطرح کنند؛ مثل کارتون خرسها را دیدهای؟ یا میدانی در مدرسه چه اتفاقی افتاده است؟موضوع بحث باید برای هر دو طرف جالب و جذاب باشد تا هر دو را به نوعی درگیر صحبت کند.
مکالمه یکطرفه موجب خستگی و کسالت دو طرف میشود و ممکن است موجب قطع همین ارتباط ساده هم شود. حتی ممکن است تأثیری منفی در ذهن آن دو بگذارد و در آینده هم تمایلی برای صحبت کردن با هم نداشته باشند. پس گوش کردن مثل صحبت کردن مهم است. اگر کودک علاقهای به آنچه دوستش میگوید، از خود نشان ندهد، ممکن است از صحبت کردن با او منصرف شود. کودکان کم توجه و پرتحرک، اغلب زمان صحبت کردن و گوش کردن را درست تشخیص نمیدهند.
3- درک احساس شنونده: زمانی که یک گفتوگو آغاز میشود، برای حفظ و ادامه آن لازم است که گوینده به حالتهای عاطفی شنوندهاش توجه داشته باشد. کودکانی که مشکل ارتباطی دارند، اغلب در درک احساس شنونده نیز ناتوان هستند، درحالیکه کودک اجتماعی، سریع و راحت میتواند حالتهای احساسی شنوندهاش را بشناسد و طبقهبندی کند، آنگاه سخنانش را ارزیابی کند و براساس پاسخهایی که از شنونده دریافت میدارد، کلماتش را انتخاب کرده و گفتوگو را ادامه دهد.
4- همدلی کردن: همدلی کردن شبیه درک گفتههای دیگران است، با این تفاوت که شنونده باید سعی کند احساسات سایر افراد را نیز درک کند. همدلی کردن این امکان را به فرد میدهد که بتواند ارتباطی واقعی با دوستانش برقرار کند. برای مثال، اگر دانشآموزی در درس ریاضی نمره20 گرفته ولی دوستش 11 شده است، بتواند شادی خود را کنترل کرده و با دوستش به ابراز همدردی بپردازد. او میتواند با گفتن جملهای نظیر « اشکال ندارد، سعی کن در امتحان بعدی بیشتر درس بخوانی تا نمره بهتری بگیری»، او را دلداری دهد.

5- یافتن نقاط مشترک: برای حفظ یک مکالمه دوستانه، توجه به نقاط مشترک هر دو طرف اهمیتی خاص دارد. این سرنخها به کودک یا نوجوان کمک میکند تا تمایل بیشتری برای ادامه دوستی و دیدارهای بعدی با هم داشته باشند. بخش مهم شناخت این سرنخها، توجه به لحن و زیر و بم صدای افراد است. برای مثال هر دو از یک ویژگی آموزگارشان خوششان بیاید یا به ورزش فوتبال علاقهمند باشند.

6- پیشبینی کردن: برای حفظ گفتوگو، کودک باید از قبل بتواند تأثیر گفتههای خود را بر شنونده پیشبینی کند و افکار شنونده را درنظر داشته باشد. برای مثال، اگر احساس میکند که جملهاش میتواند موجب ناراحتی، آزردگی، خشم یا اندوه شنونده شود، ممکن است شیوه بیان کلمات یا جملات خود را تغییر دهد. کودکان غیراجتماعی معمولا توجهی به این نکته ندارند و قادر نیستند کلام خود را تغییر دهند.
در مورد آنچه قصد دارند بگویند، کمی فکر میکنند و آنگاه به زبان میآورند. برای مثال، وقتی کودکان و نوجوانان در حال صحبت درباره تیم ورزشی مورد علاقهشان هستند و از این گفتوگوی خود لذت میبرند، بدیهی است اگر یک نفر به آنها بگوید «هفته دیگر امتحان ریاضی داریم، آیا شما تمرین کردهاید؟» خوششان نخواهد آمد و او را طرد خواهند کرد. زمانی که فرد کلام دیگران را قطع میکند (وسط حرف دیگران میپرد) و بدون درنظر گرفتن شرایط فعلی جمع، سخنی میگوید، مورد بیمهری سایرین قرار خواهد گرفت.
7- شیوه حل مسئله: بخش دیگری از مهارت اجتماعی افراد مربوط به تشخیص درست اختلافها و مسائل بین افراد است. گاهی ممکن است فردی با گفتههای شما موافق نباشد و از شنیدن سخنان شما خشمگین شود و شروع به پرخاشگری و تندی با شما کند، در اینگونه موارد چگونگی پاسخدهی شما به حالات عاطفی شنونده، تأثیر زیادی بر روند گفتوگو دارد. کودکان و نوجوانانی که توانایی درک اختلاف ضمن گفتوگو را ندارند، معمولا دچار ضعف ارتباطی هستند. آنها خیلی زود عصبانی میشوند و ممکن است از صحبت کردن با شنونده تا مدتها صرفنظر کنند.
اینگونه موارد (چگونگی پاسخدهی شما به حالات عاطفی شنونده) تأثیر زیادی بر روند گفتوگو دارد. کودکان و نوجوانانی که توانایی درک اختلاف ضمن گفتوگو را ندارند، معمولاً دچار ضعف ارتباطی هستند. آنها خیلی زود عصبانی میشوند و ممکن است از صحبت کردن با شنونده تا مدتها صرفنظر کنند. اینگونه کودکان میخواهند همیشه برنده باشند و اصلا برایشان مهم نیست که چه بهایی برای این برنده شدن باید بپردازند (از دست دادن دوست). این گروه مدام در اجتماع لطمه میخورند و برای خودشان دشمن میتراشند.
اختلاف داشتن با دیگران اجتنابناپذیر است و اغلب برای شفافسازی موضوع باید به گفتوگو بپردازند. برای یک مکالمه و گفتوگوی دو طرفه و حفظ روابط دوستی نیاز به برنده شدن یکطرفه نیست، بلکه باید هر دوطرف از مکالمه برنده بیرون بیایند.
8- عذرخواهی کردن: هر فردی ممکن است گاهی دچار سوءتفاهم و اشتباه در روابط اجتماعی خود با دیگران شود. فردی که از مهارتهای اجتماعی بالایی برخورد است، با اعتماد به نفس کافی پا پیش میگذارد و بابت اشتباهش عذرخواهی میکند. با این شیوه پسندیده، او سریع و آسان میتواند رفتارش را تصحیح کند. کودکانی که در مهارتهای اجتماعی ضعیف هستند، هنگام بیان عذرخواهی دچار دردسر میشوند و دست و پای خود را گم میکنند. آنها میترسند که دیگران آنها را احمق بدانند درحالیکه مردم معمولا برای کسی که بابت اشتباه خود عذرخواهی میکند، احترام و ارزش بیشتری قائل هستند.

آماده سازي مهارت هاي اجتماعي:
6 مرحله
1. تعريف: مهارتي را كه مي آموزيد توصيف كنيد. در اين زمينه كه چرا اين مهارت ويژه مهم است و چگونه كاربرد آن به ايجاد رابطه كمك مي كند بحث كنيد. مهارت را مي توان با استفاده از يك فيلم كوتاه، يك يا كارتون، يك نمايش عروسكي و يا تذكر دادن به كودك و راهنمايي او به فعاليت هايي كه در گروه همسالان در جريان است، شرح داد. معلم مي تواند بگويد:«نگاه كن چطور آن دو دختر در ساختن پازل به هم كمك مي كنند. به من بگو آن ها به يكديگر چه مي گويند.»
2. مهارت را الگو كنيد: مهارت را به چند جزء شاده تقسيم كنيد و خودتان آن را به روشني شرح دهيد يا يك دانش آموز را انتخاب كنيد تا اين كار را انجام دهد.
3. تقليد و تمرين: كودك يك مهارت را در محيطي كه در آن جا آموزش ديده است امتحان مي كند. براي اين كه اين امر موفقيت آميز باشد بايد او را تحريك كرد تا آن مهارت را اجرا نمايد و با دقت توجه كند و آن چه را كه معلم شرح مي دهد به خاطر بسپارد.
4. بازخورد: اين مرحله بايد اطلاع دهنده باشد:«شما هنوز آن را كاملاً ياد نگرفته ايد. بايد هنگام صحبت به او نگاه كنيد. دوباره سعي كن»، «اين بهتر است. شما نگاه كرديد و لبخند زديد. خوب است». باز خورد از راه يك ضبط ويديويي مي تواند در بعضي مواقع سودمند باشد.
5. فرصتي فراهم كنيد تا كودك مهارت به كار بندد: معلم مي تواند با توجه به مهارتي كه آموزش مي دهد كارهاي گروهي كوچك يا فعاليت هايكاري دو به دو ترتيب دهد تا مهارت ها در كلاس و يا ديگر مكان هاي طبيعي اجازه كاربرد پيدا كنند و تعميم يابند.
6. تقويت متناوب: نمونه هايي را كه در آن كودك مهارت ها را بدون اجبار، در مواقع ديگر روز يا درهفته هاي بعد به كار مي گيرد زير نظر بگيريد. به او پاداش و تقويتي توصيف كننده بدهيد. به پايداري پس از اكتساب توجه كنيد. احتمال زيادي وجود دارد كه اين رفتارها به محض تثبيت شدن، كه به وسيله يپيامدهايشان مثلاً يك تعامل رضايت بخش تر با همسالان پايدار شوند. (آموزش و پرورش كودكان با نيازهي ويژه)

روش ها ي كمك به رشد مهارت هاي اجتماعي كودكان:

به هنگام تلاش براي بهبود مهارت هاي اجتماعي نا محبوب نبايد تنها بر رفتارهايي مانند شروع دعوا، كه ظاهراً آن ها را در ميان ساير كودكان نامحبوب مي كند، متمركز شد، بلكه به طور كلي بايد بر رشد مهارت هاي اجتماعي تأكيد شود، زيرا علاوه بر اين رفتارهاي آشكار، ممكن است آن ها فاقد ساير مهارت هاي اجتماعي باشند و طريقه ي واكنش نشان دادن در موقعيت هاي اجتماعي را ندانند.
مشكل اول، شناختن كمبودهاي مهارت هاي كودك است؛ مهارت هايي كه كم تر به چشم مي خورند.
براي اين كار بايد كودك را هنگام تعامل با همسالان و بزرگسالان به دقت مشاهده كرد، به طوري كه بتوان تشخيص داد كودك در حال حاضر واجد و فاقد كدام مهارت هاست. مشاهده گر بايد موقعيت مورد مشاهده را در نظر بگيرد(آيا كودك براي تداوم گفتگو، پيوستن به يك گروه يا انجام يك بازي تلاش مي كند) و از اتفاقاتي كه رخ مي دهد، يادداشت برداري كند تا در صورت لزوم قادر به اقدام اصلاحي باشد. پس مي توان اين مشاهدات را در يكي از شش مقوله ي ذكر شده در فهرست پذيرش طرد طبقه بندي كرد (لذت بخش بودن، شوخ طبعي، كارداني/مهارت، مشاركت جويي/زودجوشي، ياري رساني) به اين صورت، هم مي توان نقاط قوت وضعف كودك را فهرست كرد و هم براي نقط ضعف تدبيري انديشيد (ويليام و آشر، 1993). بررسي رفتارهاي كودكان در جريان بازي هاي سازمان يافته روشي مناسب براي پي بردن به مهارت هاي اجتماعي آن هاست (داج و همكاران، 1986).
آموزش مهارت هاي اجتماعي، روشي براي بهبود مهارت هاي اجتماعي دانش آموزان است. آموزش مهارت هاي اجتماعي بر پايه ي ان اصل قرار دارد كه مشكلات كودكان در مهارت هاي اجتماعي غالباً به اين دليل ايجاد مي شود كه كودكان نمي دانند در موقعيت هاي اجتماعي چه كار كنند و مي توان كودكان را براي غلبه بر اين مشكلات آموزش دادو به همين دليل اين روش مستلزم آموزش مستقيم مهارت هاي اجتماعي ضروري است.
ويليام و آشر (1993) يك جلسه آموزش سه قسمتي پيشنهاد مي كنند. قسمت اول به صحبت مربي (يك بزرگسال پاسخگو، مثلا معلم كودك) درباره ي نحوه ي تعامل بهتر با همسالان اختصاص دارد. هنگام انجام اين كار معلم بايد بر آنچه كودك «بايد» انجام دهد، متمركز شود نه بر آنچه كه «نبايد» انجام دهد.
قسمت دوم شامل تكرار و تمرين فعاليت با كودكان ديگر است. در نهايت نيز مربي و كودك مي توانند كاربرد مفاهيم اجتماعي را در خلال آن فعاليت مورد بحث قرار دهند. آموزش مهارت هاي اجتماعي نبايد تنها به توصيف مهارت و توجيه اهميت آن بپردازد، بلكه بايد نحوه ي انجام، زمان و دليل انجام آن را تشريح كند و نمايش دهد. تكرار و تمرين مهارت ضروري است (بروفي، 1996). گاهي مفيد است كه يك مهارت قبل از اينكه در زندگي واقعي به كار برده شود، به صورت بازي نقش، تكرار و تمرين شود. الگوسازي رفتار مطلوب توسط معلم يا ساير متخصصان در مدرسه مي تواند به درك كودك از رفتار جامعه پسند، كمك كند.
به عقيده ويليام و آشر (1993) در روش آموزش مهارت هاي اجتماعي چهار مفهوم بايد آموزش داده شوند: همكاري (براي مثال نوبت گرفتن، تقسيم مواد و ارائه پيشنهاد در جريان بازي ها)، مشاركت (براي مثال شركت كردن، شروع كردن، توجه كردن در جريان بازي)، ارتباط (براي مثال صحبت كردن با ديگران، پرسيدن، صحبت كردن درباره ي خود، مهارت هاي گوش دادن، برقراري تماس چشمي و به كار بردن اسم كودكان ديگر) و اعتباريابي (براي مثال، توجه كردن به ديگران، گفتن چيزهاي خوب به ديگران، لبخند زدن، ارائه كمك و پيشنهاد) ممكن است هر يك از كودكان به آموزش اضافي در حوزه هاي خاص نيز نياز داشته باشند. مثلا ممكن است برخي از كودكان به دليل نداشتن مهارت هاي اساسي مورد نياز در بازي ها يل ورزش ها، از بازي ها يا فعاليت هاي گروهي كنار گذاشته شوند. آموزش اين مهارت ها مي تواند به چنين كودكاني در هماهنگ شدن با گروه هاي همسال كمك كند.
به غير از مهارت هاي ويژه ي اجتماعي، كارهاي ديگري نيز وجود دارند كه معلم ها مي توانند براي كمك به كودكان نا محبوب كلاس انجام دهند. اولين كار اين است كه معلم سعي كند كارهاي ذوقيريا، علايق يا استعدادهاي كودك نامحبوب را پيدا كند و با تشويق وي به آوردن اشيا مربوط به كار ذوقي به كلاس يا دادن اجازه ي معرفي و صحبت كردن درباره ي كار ذوقي اش، آشكارا او را تبليغ نمايد. اين اقدام موجب تثبيت موقعيت كودك به عنوان خبره ي يك كار مي شود و اعتبار وي را در گروه تقويت خواهد كرد.
همچنين دادن يك نقش مسئوليتي در كلاس به كودك به افزايش مقبوليت او در ميان همسالان كمك مي كند، اما به خصوص در ميان نوجوانان بايد از عنايت ويژه به فرد (عزيز دردانه معلم شدن) اجتناب شود (لاوُيي، 1997).
در مورد كودكان پيش دبستاني، پذيرش آشكارا كودك توسط معلم ممكن است مفيد باشد، زيرا احتمالاً اين رفتار توسط دانش آموزان تقليد خواهد شد (لاوُيي، 1997).
كار مشاركتي در گروه اگر چه مستلزم مهارت هاي اجتماعي مزلوب در دانش آموزان است، مي تواند به رشد اين مهارت ها نيز كمك كند. وا داشتن كودكِ طرد شده به كار كردن با همشال داراي موقعيت خوبدر كارهاي دونفري مي تواند مقبوليت وي را افزايش دهد، اما معلم ابتدا بايد اطمينان يابد كه اين كودك توسط همكلاسي ِ داراي موقعيت بهتر پذيرفته مي شود. همگروه كردن دانش آموزان داراي مهارت اجتماعي پايين با دانش آموزان داراي مهارت اجتماعي بالا، هم در كار مشاركتي گروهي و هم در بازي ها مي تواند به آن ها كمك كند كه از طريق مشاهده ي همسالان توانمندتر از لحاظ اجتماعي، مهارت هاي اجتماعي رل فرا گيرند (كمپل، 1992، لاويي، 1997).migna.ir برخي از كودكان طرد شده پرخاشگرانه رفتار مي كنند، زيرا از مهارت هاي ديگري براي حل تعارض برخوردار نيستند. اين كودكان بايد روش هاي متفاوتي براي مواجهه با تعارض ياد بگيرند (مثل نوبت گرفتن يا مشاركت) كه مي توان هم از طريق فعاليت هايي مثل بازي نقش و مباحثه كه در آن ها راه هاي ديگر ارائه مي شود، اين كار را انجام داد. وقتي اين مهارت ها آموخته شدند، ممكن است هنوز لازم باشد كه معلم در آغاز، هنگام بروز اختلاف در كلاس بلافاصله كودك را راهنمايي كند (كمپل، 1992).
براي اينكه كودك طرد شده هميشه آخرين نفرِ برگزيده براي بازي نباشد، معلم مي تواند از روش انتخاب تصادفي براي گروه بندي كودكان استفاده كند.
برخي از پژوهش ها نشان مي دهند كه كودكان نامحبوب و طرد شده به خوبي ِ همسالان محبوب قادر به تفسير هيجان ها و عواطف ديگران نيستند و بنابراين نسبت به عواطف ديگران واكنش نا مناسب نشان مي دهند. مي توان با دادن نشانه هايي درباره ي هيجان ها و عواطف ديگران به اين كودكان (مثلا ً، به سيمين نگاه كن، تصور ميكني كه او به چه چيزي فكر مي كند؟ به نظر تو آيا به خاطر كاري كه تو انجام داده اي خوشحال است؟) آن ها را ياري كرد.

برچسب: راهكارهايي,اجتماعي, نویسنده: آبتین صادقی تاريخ: جمعه 19 آبان 1396 ساعت: 13:36

صفحه بندی